|
سلام به همه دوستای خوب و گل و با معرفت(گیتی ..آقا رضا...داداشی...رعنا جون...محبت ...آنا...داداش آریانا..داداش فرزاد..ملودینا(ملودی و ملینا).... و همه اونایی که با نظرای پر مهرشون منو همراهی کردن. خدایا.!!!چه گناهی به درگاهت کردم که انقدر منو زجر میدی چه خودخواه شدم..امیرحسینم..زندگیم..عشقم اومدم نه تنها با وبلاگم بلکه با همه دوستای خوبم و وبلاگهای قشنگتون تا سفر بعدی که فکر میکنم دیگه بهمن ماه باشه واسه همین میذارم اومدم چابهار آپ کنم.. امیدوارم وقتی دوباره اومدم همتون برام کامنت گذاشته باشید. و باز هم این روزای خوب تکرار شه همتونو دوست دارم تو دلم جا دارید و بیادتون..دلم واسه امیر وبلاگم و همه شما تنگ میشه.. مراقب خودتون باشید. میسپارم..یا حق بازم تنها شدم
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 11:47 توسط گلبرگ مغرور
|
امروز روز عالیی بود..خیلی خوب بود.اون از صبح که خبرشو نوشتم..عصر با امیرم رفتیم بیرون دوتایی دو نمونه ترشی خوشمزه خریدم انبه و شور..اومدم خونه یه پلوماهی خوشمزه درست کردیم و زدیم تو رگ...الان هم امیر دیگه منو آبلمبو کرده که برم بخوابم.. این شعر تو دلم مونده.. اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط میزنم از دل تنگ تموم آدما از شب و روز خدا خط میزنم اگه دستم برسه به آسمون با ستاره ها قیامت میکنم نمیذارم کسی عاشق نباشه از شب و روز خدا خط میزنم
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 1:24 توسط گلبرگ مغرور
|
آخر گذشت آن زمان کهنه ی دیدار رفت آن ثانیه های پر هیاهو شکست آن لحظه های زیبا اون بود که به من یاد داد خوب باشم. از همینجا داد میزنم طوری که به گوش همه برسه مخصوصا خودش: خیلی دوست دارررررررررررررررررررررررررررررررررم.... ...................................................................................................................................... ناشناس: چقدر مجهول حرف میزنی ماکه آخر نفهمیدیم تو شوهر داری دوست پسر داری معشوقه داری هر روز تو وبلاگت واسه یکی تریپ لاو میزنی همشم مجهولن اصلا به من چه خیر همشوون و ببینی.... آقا یا خانم x..کافیه بگم که۱ : به شما ربطی نداره چون ناشناسی و همه اونایی که به وبلاگ من سر میزنن دوستای گلی هستن که همشون منو میشناسن در واقع اکثرن....۲ : اینکه برای بوجود نیومدن سوء تفاهم برای بقیه دوستای عزیزم بگم که من متاهل هستم همینجور عاشق و دیوانهء شوهرم..این کسی هم که ازش حرف زدم دختره (قابل توجه خیلیا)و چهار سال بود ازش خبر نداشتم تنها کسی که بعنوان یه دوست صمیمی قبولش داشتم..در ضمن من دوستای زیادی دارم که پسر هستن و خییییلی هم دوسشون دارم چون نه تنها دوستای واقعی هستن بلکه من اونا رو مثه داداشم میدونم.. ۳:هر روز تو وبلاگت واسه یکی تریپ لاو میزنی من یادم نمیاد غیر از عشق امیرحسینم واسه کسه دیگه چیزی نوشته باشم... ۴. بازم ممنوم که انقدر برات مهم بودم که بیای نظر بدی ...با تشکر از همه دوستای خوبم
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 8:46 توسط گلبرگ مغرور
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 8:39 توسط گلبرگ مغرور
|
دختر چهل گیس بهارسرخی خوشرنگ انار
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 16:40 توسط گلبرگ مغرور
|
|
سلام به عزیزی که وبلاگ منو میبینه
اینجا کلبه ی تنهایی های من در دنیای اینترنته
خوشحال میشم اگه با نظرات پر ازمهرتون منو راهنمایی کنید
با آرزوی بهترینها برای همه......................
کم چیزی نیست افتادن از چشم تو !؟!
ولی باور کن هولم دادند.... ...