بوی دفتر کاهی..
تراش..
پاک کن..
میز و نیمکت و مانتو شلوار کوچولوی اتو شده....
خاطره های اون روزا..
خوب نبود..
واسه من خوب نبود..
اما دست خودم نیست..
دلم تنگه.
راستی!!...
سرما خوردم بدجور.
هیچیم به آدما نرفته.
سرما خوردگی تو عمق شرجی و گرما.![]()
دوباره کنار آب زیره ستاره هاییم خوشحال از اینکه تو بهترین سه ماه سالیم
.
دیروز باز با پریا رفتم بیرون و خریدای خوشکل مشکل کردیم
.
یه پا دری خریدم ۱۰ تومن انقد نازه.وقتی اومدم خونه به امیر نشون دادم خیلی خوشش اومد بهش گفتم بیا هدیه روز مرد
.کش اومد
..گفتم باشه بابا شوخی کردممممممممممممممممم.
راستی امروز هم باز مشتری دارم.![]()
طی اتفاقاتی و همچنین بخاطر فرش تصمیم بر این شد که نارنجی هم به دکوراسیون اضافه شه و اتاق خوابمونو نارنجی و قرمز کنیم و حال پذیرایی و آشپزخونه سفید مشکی نارنجی باشه.قراره فردا باز با پرپر بریم بیرون و قرمزا رو پس بدیم نارنجی برداریم.
.
این چند روزه بازم گرفتار بودم .رفتیم خونه رو دیدیم خیلی خوشمون اومد.
تصمیم گرفتم توی دکوراسیون سفید و مشکیه خونم قرمز هم اضاف کنم. شنبه هم با پریا جونم رفتیم بیرون و واسه درب یخچال ۳ تا موش کوچولو خریدم مشکیو قرمزو سفید..انقد جیگرن که حد نداره.
خلاصه که همش به خرید و بیرون هستیم.خونه هم که هستم یا مشغول غذا پختن و کار خونه و فیلم دیدن یا آرایشگری
.امروز هم پریا جونم که سرمو خورده بود بس که میگفت موهاشو رنگ کنم اومد و بالاخره همون رنگی که مد نظرش بود براش در آوردم.خیلی جیغ و داد میکرد و خدا رو شکر خوشش اومد.روزها میگذره
..عشقم به همسری خیلی بیشتر شده.
.نمیدونم حس میکنم شاید چون خیلی بیشتر از قبل آرامش دارم اینجوری شدم.
تازشم دلم واسه مامان و بابام خیلی تنگ شده.
همینطور واسه دوستام..
حدیث و مهسا و بقیه..نمیدونم نگار کوچولو کنکورش چی شد؟!! تروخدا ببخشید اگه زنگ نمیزنم و ..تلفنم که خاموشه خیلی وقته.توی ویلا هم نمیتونم چون خارج از محدوده رو نمیتونم بگیرم...شما هم تونستید به خط ۹۱۹ امیرحسین بزنید.عاشق همتونم
.بوس بوس.
همینღ